الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

113

منطق مقارن (فارسى)

مىشود . مثال منفصله : اما ينتفى المركب بانتفاء احد اجزائه او جميعها - يا مركب با انتفاء يكى از اجزائش منتفى مىشود و يا با انتفاء تمام آن . " مثال مرددة الحمول : المركب ينتفى اما بانتفاء احد اجزائه او جميعها مركب منتفى مىشود ، يا به انتفاء يكى از اجزائش و يا با انتفاء تمامى آنها . " 2 - بهمانگونه كه قضاياى حمليه داراى اقسام مختلف - كليه ، جزئيه شخصيه ، مهمله ، طبيعيه ، مىباشد ، قضاياى شرطيه نيز داراى همان اقسامند . توضيح اينكه مقدم در اين گونه قضايا ، به منزله موضوع در قضاياى حمليه است . حال ، گاه مقدم ، بدون توجه به حالات و چگونگيهاى آن ، در نظر گرفته مىشود ، در اين صورت ، شرطيه را " طبيعيه " نامند . و ادات آن در زبان عربى اذا ، ان و مانند اينها است . مثال : اذا كانت الشمس طالعه " كان النهار موجودا - و وقتى خورشيد برآمده باشد روز است " . و گاهى مقدم را با توجه به حالات گوناگون آن ، در نظر گرفته و آن را در تمام حالات و تقادير ، مورد حكم قرار مىدهند ، در اين صورت قضيه " كليه " خواهد بود . و ادات آن در زبان عربى ، كلما و مهما و مانند آنها است . مانند كلما كانت الشمس الطالعه فالنهار موجود . و گاهى نيز مقدم را تنها در بعضى از حالاتش - بطور نامعين - مورد حكم قرار مىدهند - كه در اين صورت " جزئيه " ناميده مىشود . و ادات آن در زبان عربى ، " قد يكون " و امثال آن مىباشد . مانند - قد يكون اذا كان الشيئى حيوانا كان انسانا - گاهى چنين است كه اگر چيزى حيوان باشد ، انسان هم هست " . گاهى نيز آن را در بعضى از حالات و تقاديرش ، بطور معين مورد حكم قرار مىدهند كه " شخصيه " ناميده مىشود . مانند : اگر امروز ، در فلان ساعت معين ، كسى به ديدار من آمد ، او را گرامى خواهم داشت " . و گاهى نيز آن را با توجه به حالات گوناگونش مورد حكم قرار مىدهند ، لكن كميت و اندازه حالات را تعيين نمىكنند ، كه در اين صورت " مهمله " نام دارد . و براى ادات آن در عربى ميتوان از اذا و امثال آن با قرينه